محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6426
تاريخ الطبرى ( فارسي )
واسط و جاهاى ديگر مردم بسيار به هلاكت رسيدند . در اين سال ، به ديار روم ، خرسخارس با جمعى از يارانش ، كشته شدند . در اين سال يحيى بن محمد بحرانى يار سالار زنگيان اسير شد و در همين سال كشته شد . سخن از اسير شدن و كشته شدن يحيى - بحرانى سردار زنگيان و چگونگى آن از محمد بن سمعان دبير آوردهاند كه گفته بود : « وقتى يحيى بن محمد به نهر عباس رسيد ، بر دهانهء نهر سيصد و هفتاد سوار از ياران اصغجون ، كه در آن وقت عامل اهواز بود ، با وى مقابل شدند . اين سواران در آنجا مقيم بودند ، وقتى يحيى آنها را بديد ناچيزشان دانست و كثرت همراهان خويش را چنان ديد كه با بودنشان براى وى جاى ترس نبود و ياران وى بى آنكه براى رفع خطر آن جمع سپرى برگيرند با آنها مقابل شدند . ياران اصغجون ، تير بسيار به طرف زنگيان انداختند و بسيار كس از آنها را زخمدار كردند . ( 496 وقتى يحيى چنين ديد يكصد و بيست سوار را كه همراه داشت به طرف آنها عبور داد و جمعى بسيار از پيادگان را به آنها پيوسته كرد كه ياران اصغجون از مقابلشان پس رفتند ، بحرانى و همراهانش در نهر عباس پيش رفتند و اين به وقتى بود كه آب كم بود و كشتيهاى كاروانها به گل نشسته بود . وقتى كشتىداران ، زنگيان را بديدند از كشتيهاى خويش برفتند و زنگيان آن را به تصرف آوردند و هر چه را در آن بود به غنيمت گرفتند كه غنيمتهاى معتبر و گرانقدر بود ، با آن كشتيها سوى هور معروف به هور صحنا رفتند و راه مرسوم را رها كردند و اين به سبب رقابتى بود كه ميان بحرانى و على بن ابان مهلبى بود . ياران يحيى به دو گفتند از راهى كه به اردوگاه على مىرسد ، نرود كه مشورت آنها را گوش گرفت . راهى